آخرين مطالب

سه پروانه زیر یک سقف/ مصائب بیماران EB در میانه تاول و زخم اجتماعي

سه پروانه زیر یک سقف/ مصائب بیماران EB در میانه تاول و زخم

  بزرگنمايي:

کرمان آنلاین - در خانه‌ای محقر حوالی شهر کرمان سه خواهر مبتلا به بیماری پروانه‌ای در رنج و درد روزگار می‌گذرانند و تنها امیدشان برای بهبود شرایط، دست سخاوت هموطنانی است که یاریگر آنها باشد در سخت روزی‌ها.

 طیبه حسن نژاد هستم یک بیمار پروانه‌ای. الان که دارم حرف میزنم 15 روز است زمین گیر هستم و تمام بدنم پر از زخم‌هایی است که دهان باز کرده اند به بلعیدن آرزوهای فراموش شده. زخم هایی که تنها خاطره من از دوران کودکی هستند در کنار قصه های مادر که امید به آینده را در دل ما زنده نگه می داشت و کرک و پرز دار قالیبافی پدر که حالا نیست تا مرگ آرزوهایمان را ببیند.
پدر که بود همه چیز خوب بود. دمل‌های چرکین هم بودند که از 2 سالگی همدم شب و روزم شدند اما پشت و پناه پدر سنگر می گرفتیم برای فردایی شاید بهتر. هم او بود که دست ما را گرفت و از روستاهای گلباف به حاشیه های کرمان کشاند تا دسترسی ما به پزشک متخصص بیشتر باشد. که اگر این اتفاق هم نمی افتاد شاید تا امروز بیماری ما 3 خواهر شناخته نمی شد.
حالا 10 سای می گذرد از زمانی که پدر در یک روز عیدگاه فروردینی با دار قالی و همسر و فرزندانش وداع کرد و رفت. پدر رفت و مادر در لحظه پیر و شکسته شد. حالا مادر مانده با 3 دختر مبتلا به بیماری پروانه ای، در خانه ای که سقفش محبس آمال دختران جوانی است که حالا در میانسالی دستشان از همه جا کوتاه است و یک اتاق دارد و یک آشپزخانه.
بیماری پروانه ای (EB) یک بیماری ارثی مربوط به بافت‌های پوستی است که موجب ایجاد تاول ‌های خون‌ریزی دهنده دردناک می‌شود. شیوع این بیماری 1 در 50 هزار نفر است. شدت بیماری در مبتلایان پیشرونده و افزاینده است. در نتیجه این بیماری، پوست به شدت شکننده شده و با کوچکترین خراشی لایه‌ لایه شده و کنده می‌شود. تاول ‌های زیاد از بارزترین علایم این بیماری است.
سال 60 بود، ناگهان زمین لرزید و سقف بسیاری خانه ها که گلی بود تخریب شد. دیوارها ترک کرد و دلهای بسیاری هم. گرد و غباری به هوا برخاست که وقتی فرو نشست علائم بیماری در سمیه و راضیه هم پدیدار شد طیبه 2 ساله بود که علایم بیماری پروانه ای در بدنش نمایان شد. زخمها ابتدا از انگشتان پا شروع شد و بعد دستها تا اینکه تاول‌های دهانی هم از راه رسید. پیش از آن هیچ علائمی در او دیده نشده بود و مادرش می گوید موقع تولد کاملا سالم بوده. تا آنجا که مادر به خاطر می آورد کسی در بستگان و فامیل هم این بیماری را نداشته و حالا 3 مورد بیماری در خانه خود می بیند.
تا 10 سالگی پزشکان متوجه بیماری طیبه نشدند. پزشکان عمومی گلباف تشخیصشان زخم های عفونی بود و درمان محدود به آنتی بیوتیک می شد. با این حال تاول‌ها روز بروز بیشتر می شد و محدودیت‌های دختران هم بیشتر. همین محدودیت‌ها بود که باعث شد طیبه نتواند به مدرسه برود و راضیه و سمیه هم بیشتر از دیپلم نتوانند تحصیل کنند. وضع اقتصادی خانواده طوری نبود که بتوانند برای پیگیری درمان به کرمان مراجعه کنند. دوری مسافت و فقر مالی مانع رفت و آمد آنها می شد اما در نهایت وقتی طیبه در سنین نوجوانی قرار گرفت، پدر بند و بساط محقر زندگی را جمع کرد و راهی کرمان شد.
در کرمان بود که پزشکان نمونه گرفتند و تشخیص بیماری پروانه ای دادند تا 3 دختر بلافاصله بستری شوند. بستری‌هایی که تا امروز هم ادامه یافته و هر سال حدود 100 روز از عمرشان را در بیمارستان می گذرانند. طیبه که خواهر بزرگتر است و 39 سال دارد، خردسالی خواهرانش را به یاد دارد که ابتدا خوب بودند و ناگهان علائم بیماری در آنها پیدا شد: «سال 60 بود، ناگهان زمین لرزید و سقف بسیاری خانه ها که گلی بود تخریب شد. دیوارها ترک کرد و دلهای بسیاری هم. گرد و غباری به هوا برخاست که وقتی فرو نشست علائم بیماری در سمیه و راضیه هم پدیدار شد.»
او ادامه می دهد: زلزله بزرگتری خانه محقر ما را تکان داد. کرمان که آمدیم تحت پوشش کمیته امداد قرار گرفتیم و بلافاصله از خدمات بیمه هم برخوردار شدیم. درمان سریع‌تر انجام می شد اما سرعت گسترش بیماری بیشتر بود. زخم‌ها از دست و پا و سر و صورت به همه جای بدن رسیده بود و در مواقعی دهان و سیستم گوارشی را هم درگیر می کرد. با کمک کمیته امداد و خیران، خانه کوچکی به ما داده شد تا مجبور نباشیم برای درمان مسافت گلباف تا کرمان را بپیماییم. همه وسایل خانه را هم خیران دادند و پس از چند بار عوض کردن منزل، حالا چند سالی هست در شهرک سیدی حدود 30 کیلومتری کرمان زندگی می‌کنیم.

شرایط طیبه و 2 خواهرش حالا بهتر شده است اما باز رفت و آمد به کرمان سخت است. کشاندن پاهایی که سراسر از تاول و زخم پوشیده شده پیاده تا سر جاده و بعد منتظر شدن برای تاکسیهای عبوری کار آسانی نیست. همین است که دخترها یکی در میان به پزشک مراجعه می کنند و داروهایشان مدتی است قطع شده است.
طیبه می گوید: ما که نمی توانیم برای دریافت دارو به شهر برویم. اطراف ما داروخانه ای نیست و کسی را نداریم که داروهایمان را بگیرد. الان چند نسخه دستان مانده و پولی هم نداریم که آنها را تهیه کنیم. اگرچه کمیته امداد بیشتر هزینه دارو را به ما پس می دهد اما این مستلزم آن است که کسی از جیب هزینه کند برای خریدن دارو و بعد نسخه را بدهیم مددکار امداد که او هم زیاد به ما سر نمی زند. هزینه هر نسخه ما حدود 80 هزار تومان می شود که اگر پولش هم باشد کسی نیست که برود بگیرد. ما در خانه اسیر شده ایم. نمی توانیم تکان بخوریم. چند روز است که غذای درست و درمانی نخورده ایم. اقلام مصرفی را کمیته به ما می دهد اما کسی نیست که پخت و پز کند. کار ما 24 ساعته شده خاراندن زخمها و عفونت‌ها و از اتاق نمی‌توانیم خارج شویم. خانه ما جایی است که حتی تاکسی سرویس هم نمی‌آید. اگر فرد خیری هم باشد که بخواهد به ما کمک کند وقتی دوری راه را می بیند منصرف می‌شود.
پزشکان به طیبه گفته‌اند که زندگی در میان کرک و پرز قالیبافی و غبار بیابان از عوامل تشدید بیماری او در کودکی بوده است و حالا باید هفته‌ای یک بار به پزشک متخصص مراجعه کند تا بیماری کنترل شود. بیماری به قدری در میان این 3 خواهر ریشه دوانده که از انجام امور روزمره خود عاجز هستند. برای کنترل بیماری به آنها گفته شده که باید هر روز لباس تمیز به تن کنند و با شرایط آنها که کسی را ندارند برای شستشوی البسه، این غیر ممکن است. کف خانه را لایه ای از غبار گرفته و بیماری که عود می کند، ساکنان خانه توان جارو زدن هم ندارند.
سمیه که چند سالی هست چشمانش در اثر تنبلی چشم کم بینا شده اند، می گوید: ممکن است چند روز بهتر باشیم و زخم‌ها ضعیف بشوند اما بیشتر مواقع تاول و خارش هست. در 20 دقیقه تمام بدن تاول می‌زند و زخم همه پوست را از بین می برد. و این زمانی است که دخترها توان هر نوع حرکتی را از دست می دهند و در خانه گوشه ای می افتند.
از صبح تا شب به صورت هم خیره می شویم و مرگ آرزوهایمان را در چهره غمزده یکدیگر می بینیم. از زندگی فقط گرسنگی و فقر و تاول را فهمیدیم اما امیدمان را از دست نمی دهیم؛ میخواهیم با این شرایط سخت مبارزه کنیم سمیه می گوید: پرستاری از مادر را هم باید در کنار دردهایمان داشته باشیم. از صبح تا شب به صورت هم خیره می شویم و مرگ آرزوهایمان را در چهره غمزده یکدیگر می بینیم. به بزرگی خدا شک ندارم اما ای کاش کسی بود تا در رتق و فتق امور کمکمان می کرد. خانه ای بود که تلویزیون هم داشت یا نزدیک شهر بود که می توانستیم درمان را مرتب انجام دهیم.
پزشکان به خواهران گفته اند که باید هر روز 2 بار در محلول پرمنگنات در وان استحمام کنند تا بیماری تحت کنترل بماند اما حمام خانه آنها گنجایش وان را ندارد. همچنین مدتی است اسپری ضد خارش مخصوص بیماران پروانه ای به بازار آمده که باید به صورت روزانه استفاده شود اما تهیه 3 اسپری برای 3 خواهر هزینه بالایی دارد که تنها یک بار توانسته اند آن را تهیه کنند.
راضیه می گوید: وقتی هنوز امیدی به آینده داشتیم، تلویزیون می دیدیم و مجله هم از دوستانمان قرض می گرفتیم و می خواندیم اما حالا چند ماهی هست تلویزیون خراب شده و کسی نیست که آن را درست کند. به تازگی نوعی پانسمان برای بیماران پروانه ای آمده که موجب بهبود زخمها می شود اما استفاده از آن علاوه بر هزینه بالا، نیازمند بستری در بیمارستان است که هر دوی آن برای ما غیر ممکن است.
خواهر بزرگتر می گوید: از کودکی بین پشم و پرز قالی بزرگ شدیم. در یک اتاق 7 نفر زندگی میکردیم. نه حمام داشتیم نه سرویس بهداشتی مناسب. از زندگی فقط گرسنگی و فقر را فهمیدیم. روزنامه باطله می‌خواندیم و قصه های مادر را گوش می دادیم. خاطره ما از خردسالی شستشوی زخم است و چرب کردن تاول‌ها. امروز هم شاید 3 ماه طول می کشد و فقط خوراکمان شیر و بیسکوئیت است یا اینکه بستری شویم با سرم و تزریقات. پزشکان می گویند هیچوقت خوب نمی شوید اما ما امیدمان را از دست نمی دهیم و میخواهیم با بیماری و شرایط سخت زندگی مبارزه کنیم.




نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

خودکشی پدر پس از قتل همسر و دختر 9 ساله‌اش

ضرب و شتم یک پدر شهید در دهدشت

خدمات دهی یگان ویژه کرمان به زائران اربعین ادامه دارد

بازدید معاون امور راه و ترابری سازمان برنامه و بودجه کشور و مدیرکل بودجه وزارت راه و شهرسازی از روند اجرای بزرگراه چترود- راور- دیهوک

دستگیری عاملان توزیع الکل مسموم در شیراز

تردد 30 هزار نفر زائر از خروجی مرز مهران در 24 ساعت گذشته

عامل تبلیغ و توزیع موادمخدر صنعتی در فضای مجازی دستگیر شد

14 فروشگاه متخلف لوازم کشاورزی در جیرفت پلمپ شد

باند سرقت کنتورهای آب در عنبرآباد دستگیر شدند

بازدید مدیر کل بودجه وزارت راه و شهرسازی و معاون امور راه و ترابری سازمان برنامه و بودجه کشور از روند اجرای بزرگراه کرمان — زرند

حذف دفترچه بیمه، اقدامی در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی - نجمه حسنی*

اسید پاشی روی یک پزشک در تهران

بازدید سرزده رئیس کل دادگستری استان کرمان از دادگاه ارزوئیه

جزییات جنایت فجیع در مشهد

پیش بینی وضعیت هوای تهران و ایران برای فردا پنجشنبه 97/07/26

دنیا ویسی؛ از مدارس فرسوده تا شایعه آزار جنسی و عکسی اشتباه

علت مرگ یوزپلنگ ایرانی در کرمان کهولت سن اعلام شد

هواشناسی برای جنوب و غرب کرمان بارندگی پیش بینی کرد

زنان کرمانی در مشارکت های سیاسی رتبه نخست کشور را دارند

20 درصد زنان کرمان بیمه تامین اجتماعی هستند

14 فروشگاه متخلف عرضه لوازم و سموم کشاورزی در جیرفت پلمپ شد

حادثه متروی تجریش خسارت جانی و مالی نداشت

مسئولان قلعه گنج از سانحه رانندگی جان سالم به در بردند

دبستان 6 کلاسه برکت در شهرک صنعتی کرمان افتتاح شد

بازگشایی مسیر اصلی جاده «کرمان – چترود» در آینده نزدیک

60 درصد کار ساخت خشت های گنبد امام حسین(ع) انجام شده است

انفجار شدید در گرمسار/مصدومیت 19 نفر

خبرهای فضای مجازی درباره 3 کارمند شهرداری تهران تایید شد

مرگ 1 کارمند کلمبیایی برج میلاد

بخشنامه قوه قضائیه برای محکومین مهریه

پیش بینی وضعیت هوای تهران و ایران برای فردا چهارشنبه 97/07/25

کاهش دما از امشب در استان/ادامه ناپایداری‌ها تا اوایل هفته آینده

چرا معلمان از اول هفته در اعتصابند؟

رکورد تاریخی یک شهرداری در کتک زدن مردم!

اولیای 2 دانش‌آموز مدرسه معین تفهیم اتهام شدند

محموله میلیاردی مرفین در بم متوقف شد

قاتل یک فرمانده پاسگاه در رودبار جنوب به هلاکت رسید

بیمه سلامت کرمان با 1400 موسسه درمانی قرارداد دارد

محموله میلیاردی مرفین در بم متوقف شد

بره میش زخمی به محیط زیست عنبرآباد تحویل داده شد

24مهر یکی از وقایع تاثیرگذار انقلاب اسلامی ایران بود

وضعیت نامناسب فرهنگیِ حوزه پزشکی و بیماران/ بار مراجعه مردم در چهار گروه بیماری

توضیحات درباره عکس عجیب آقای فرماندار زیر لاشه گوزن

ویروس سگ گردی در هوای شهر کرمان

قمه کشی مرگبار در مقابل متروی آزادگان

ماموران شهرداری قزوین دوباره دسته گل به آب دادند

1 رکورد بین المللی برای ایران به ثبت رسید!

تصادف در محور سیرجان به شیراز 2کشته بر جا گذاشت

واکنش به پخش اخبار و تصاویری از اعتراض معلمان در رسانه های بیگانه

افزایش تصادف در ایران با ابتلا به نوعی انگل!